چهارشنبه، اسفند ۲۹، ۱۴۰۳

تقدیم به دوست شکایتی ام

فردا این موقع، سفره ۱۴۰۳ هم بسته شده و وارد سال جدید شده‌ایم. در کل سال خوبی بود و اگر بی پولی همیشگی را فاکتور بگیرم، بقیه‌اش آنچنان آزاردهنده نبود.

فروردین که خودش به تنهایی به اندازه ۱۲ ماه طول کشید. اردیبهشت و خرداد بی سر و صدا آمدند و رفتند و وارد تابستان گرم و چسبناک شدیم. تیر ماه به توافق رسیدیم و قانونی جدا شدیم. مرداد گرم کار بودم و شهریور هم حسابی افسرده. آیفون جدید رونمایی شد و همان مکافات رجیستر نشدن گوشی‌ها و باقی ماجرا. مهر فقط روزهای کوتاه و دلگیر داشت. تنها خوبی‌اش هوای خنک بود. وسط‌های آبان شروع کردم به تیک و تاک زدن با یک آدم جدید. راستی، بالاخره ماشین خریدم. آذر پر بود از حاشیه‌های تیک و تاک و مدام باید توضیح می‌دادم که چرا دارم با این دختر حرف می‌زنم. فکر کنم دی ماه بیشترین تنش را داشتم. ۲ هفته مثل سگ مریض شدم. بعدش یک چیزی توی کمرم زد بیرون و عفونت کرد و کارم به جراحی کشید. بهمن اما کمی آرام‌تر بود. اسفند خیلی زود گذشت، بی پول ترین آدم روی زمین بودم.

الان که اینها را دارم می‌نویسم، دلار از مرز ۱۰۰ هزار تومان هم رد شده و حتی خود خدا هم دیگر نمی‌داند که اوضاع از چه قرار است.

آرامش، تنها چیزی است که در سال جدید می‌خواهم.

جمعه، بهمن ۱۹، ۱۴۰۳

The DOT

امسال همه چیز برایم روی دور تند بود انگار. پارسال همین موقع‌ها بود که «نقطه» هزار جریب راه افتاد و توی یک چشم به هم زدن ۳۶۵ روز گذشت.

کم کم به زندگی این مدلی‌ام عادت کرده‌ام و انگار که از اول روتین همیشه این شکلی بوده است.

چهارشنبه، دی ۲۶، ۱۴۰۳

what a mess

 وضعیت «عجیب گیری کردیم» به «قاراش میش» تبدیل شد و یک جوری پیچیده شده که راستش را بخواهید، خودم هم هیچ توضیحی دقیقی برایش ندارم.. و البته که به نظر خودم راه برگشتی هم نیست و باید تا آخرش را بروم و ببینم چه می‌شود.

ممکن است به بگایی ختم شود، اما ته دلم می‌خواهم ریسک کنم و ته داستان را ببینم.