حالا وسط این هیری ویری این چه ویروسی کوفتیای بود که از علی گرفتم را نمیدونم. فکر کنم یکشنبه یا دوشنبه بود که با ماسک اومده بود کانتر و همون موقع این ویروس تخمی را حواله من کرد. الان سه روز میشه که افتادهام توی خونه. روز اول رفتم اورژانس و یدونه سرم با ۳ تا آمپول زدم و بقیهاش را هم توی تخت افقی بودم و پشت سر هم shameless تماشا کردم. کلا آمار شب و روز و ساعتها را قاطی پاتی کردهام. تقریبا هر روز، یکی دو بار جنگندهها از بالای سرمون رد میشن و یک جاهایی را میزنن و میرن. روز بعدش هم توی اخبار اعلام میکنن فلانی و فلانی در حمله دیشب کشته شدن.