سلام به همه
من سلمان هستم، ۲۴ سالمه، ترم ۱۳ عمران هستم و این ترم فقط ۸ واحد برام مونده.
خیلی وقت بود که دوباره تصمیم گرفته بودم تا یه وبلاگ تازه راه بندازم. راستش رو بخوای نزدیک به یک سال و نیم توی پرشین بلاگ مینوشتم و یهو جو گیر شدم و درش رو بستم. اما الان دیگه تصمیم ندارم مثل قبل بنویسم. فعلا میخوام چیزهایی رو که روزمره باهاش درگیر هستم رو اینجا بنویسم. در واقع میخوام خودمو سرگرم کنم.
خوب.. امروز حدود ۱۰ از خواب بیدار شدم. آخه دیشب تا ۴ بیدار بودم. یه چیزی خوردم و بعد مثل همیشه نشستم پشت کامپیوتر. یکدفعه یادم اومد که ۲ روز پیش فیلم The Bourne ultimatum رو گرفتم اما هنوز ندیدمش!!
الان بهترین فرصت بود. دیدمش. خوب بود. ادامه ۲ قسمت قبلی و بالاخره jason کارش رو تمام کرد و دیگه فکر نمیکنم چیزی واسه ادامه دادن ماجرا باقی مونده باشه. فیلم جالبی بود البته به شرطی که ۲ قسمت قبلی رو هم دیده باشی.
میخوام کتاب "خانوم" رو شروع کنم. مال "مسعود بهنود". چند روز پیش هم "چراغها رو من خاموش میکنم" رو تمام کردم. خیلی معمولی بود به نظرم. تعجب میکنم چطوری به چاپ ۲۶ رسیده. واسه بعد از ظهر برنامهای ندارم. از بعد از ظهرهای جمعه متنفرم. مخصوصا آخرین جمعه تابستون. کاشکی به جای پاییز یهو زمستون میاومد!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر