سلام به همگی
خوبین شما؟ منم خوبم. چه خبر؟ خوش میگذره؟
من که همه چیز طبق معموله. امروز هم ساعت ۸ بیدار شدم و زدم از خونه بیرون. تا ساعت ۱ و نیم سر ساختمان بودم. کاشکی این ۱ ماه هم زودتر تمام میشد، دیگه خسته شدم. نمیدونم چرا طلسم شده. الان ۱۰ روزه که میخوایم کف حیاط رو موزاییک کنیم اما هر بار یه چیز الکی پیش میاد و نمیشه!
بعد از نهار یه ذره تلویزیون نگاه کردم و بعدش تا ۳ و نیم یه چرت کوچیک زدم. امروز کلاس مثنوی داشتم. قرار بود که این هفته من و افشین واسه افطار یه چیزی ببریم. حلیم کشک و بادمجون آماده کرده بودیم. حدودا ۵ و نیم باهاش وعده داشتم. خلاصه اینکه جای شما هم خالی بود. تقریبا ساعت ۸ بود که توی راه که داشتم برمیگشتم خونه، عاطفه زنگید به موبایلم. دختره شیطون منو توی خیابون دیده بود. ۲ تا از دوستاش هم باهاش بودن. میخواست بره یه سری mp3 بگیره، منم میخواستم چندتا فیلم جدید بگیرم. خلاصه اینکه با هم رفتیم سراغ نصیری. بعدش هم همه رو به پیتزا مهمون کرد. تا ۱۰ بیرون بودیم. خوش گذشت، جای شما خالی.
تقریبا ساعت ۱۱ خونه بودم. یه زنگ به مهران زدم و حسابی گپ زدیم. بعدش هم تا ساعت ۱۲:۴۰ نشستم پای Friends.
فردا صبح چندتا ماموریت مسخره دارم که باید انجام بدم. تصمیم دارم صبح زود بیدار بشم.
راستی.. یه آهنگ دیگه از Papa Roach براتون گذاشتم. (یه چیز دیگه، لینک دانلود آلبومها رو برای تارا ایمیل کردم و برای شیما توی بلاگش پیغام گذاشتم، دیگه نمیدونم لینکها توی بلاگفا کار میکنن یا نه)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر